محمد حسين عقيلى خراسانى شيرازى
69
خلاصة الحكمة ( فارسى )
[ تعريف اعضاء ] : بدان كه اعضاء ، اجسامى چند غليظاند كه توليد مىيابند از امتزاج و تركيب « اخلاط » ؛ چنان چه اخلاط از « مولدات » كه نبات و حيوان باشند توليد مىيابند ؛ سواى جمادات ؛ زيرا كه آنها قابليت غذائيت انسان ندارند ؛ هم چنان كه مولِّدات ، از امتزاج و تركيب « اركان » توليد يافتهاند . و امتزاج و تركيب هر يك به واسطهء ، مادّهء تركيب ديگرىاند . [ تقسيمات اعضاء ] : و اعضاء بر دو قسماند : منويهء اوليه ، و غير منويهء ثانويه . و مَنَويه نيز بر دو قسماند : مفرده ، كه « متشابهة [ الاجزاء ] » نيز نامند ، و مركّبه ، كه « آليه » نيز گويند . در تكوين اعضاء مَنَويه و تقديم و تأخير بعضى بر بعضى ، اختلاف است : معلّم اوّل ، حكيم ارسطاطاليس ، بر آن است كه اوّل عضوى كه تكوين مىيابد در رحم ، قلب است و بعد از آن دماغ و كبد . و بعضى بر آنند كه اوّل دماغ است . و بعضى بر آن كه اوّل كبد است . هر يك به دليلى كه : حيات مقدّم بر همه است . و آن كه تا حسّ و حركت نباشد ، آثار حيات ظاهر نمىگردد . و آن كه اوّلًا بايد خون توليد يابد تا روح حيوانى از آن حاصل شود ؛ زيرا كه روح حيوانى - به « 1 » نزد اطبّاء - عبارت از بخار دم طبيعى است كه در بطنِ ايسرِ قلب حاصل مىگردد . و بعضى بر آناند كه چون نطفه در رحم قرار گرفت و با نطفه زن آميخت و حرارت غريزيه در آن تصرّف نمود ، در آن غليان و تعفّنى خاص به هم مىرسد و چهار نقطه از آن ظاهر مىگردد : يكى در محلّ قلب و يكى در محل دماغ و يكى در محلّ كبد و يكى در
--> ( 1 ) . ب : ( به ) حذف شده .